آنچنان خواهند خاموشم کنند


تا خلایق هم فراموشم کنند

طرفه حیلتها کنند این ساحران


تا غلام حلقه در گوشم کنند

خود نمی ریزند خونم تا مباد


شهره مانند سیاووشم کنند

بس بخوانندم به گوش افسانه ها


تا به خواب خوش چو خرگوشم کنند

لطفشان قهر است اگر مهرم کنند


شهدشان زهراست اگرنوشم کنند

گاه می گویم بهل تا لعبتان


با شراب بوسه مدهوشم کنند

لیک می بینم که خلق بی زبان


باز خوانندم که چاووشم کنند

عاقبت دانم به دوران حیات


در عزای خود سیه پوشم کنند